معنی ثعل

معنی ثعل

6 بازدید
[ ثُ / ثَ عَ / ثَ ] (ع ص، اِ) دندان افزونی پس دندانها یا کج و راست برآمدگی دندان. || دندان زائد و پستان افزونی از ستور. ج، ثعول.
[ ثُ ] (ع ص، اِ) جِ اَثعل و ثَعلاء.
[ ثَ عَ ] (ع مص) ثعل سن؛ برآمدن دندان زائد. || کج و راست برآمدن دندان.
[ ثُ ] (ع اِ) کرمکی است که در خیک پیدا گردد چون فاسد شود و بویناک گردد. || مرد لئیم. مرد ناکس.
[ ثُ عَ ] (اِخ) نام شخصی است. || پدر قبیله ای است؛ بنوثعل.
[ ثُ عَ ] (اِخ) موضعی است به نجد. ابن درید گوید به این معنی با ضم ثاء و عین است اما با سکون عین آبی است از بنی قواله نزدیک سجابهٔ نجد در دیار کلاب. و گویند وادیی است نزدیک مکه در دیار بنی سلیم. (مراصد الاطلاع).

کلمات هم‌قافیه با «ثعل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید