معنی ثعب
5 بازدید
[ ثَ عَ ] (ع اِ) راه گذار آب. || آب راههٔ وادی. ممر آب در بیابان. || چشمه ای که در سایهٔ کوه باشد. ج، ثعبان. ماء ثعب؛ آب روان.[ ثَ ] (ع مص) روان ساختن آب یا خون و امثال آن. آب راندن. (تاج المصادر بیهقی).[ ثُ عَ ] (ع اِ) جِ ثعبة، وزغها.
کلمات همقافیه با «ثعب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عب» برای سرودن شعر