معنی ثط
12 بازدید
[ ثَ طط ] (ع ص، اِ) مرد کوسه یا کسی که مو در ریش و ابروی او کم باشد: رجل ثطّ الحاجبین. || مرد گران شکم که راه رفتن نتواند. ج، اثطاط، ثُطّ، ثطان، ثطاط، ثططة.[ ثَ طط ] (ع مص) ثطط. ثطاطت. ثطوطت. کوسه شدن. || گران شکم شدن. || ریخ زدن.[ ثَ طط ] (ع مص) ثطط. ثطاطت. ثطوطت. کوسه شدن. || گران شکم شدن. || ریخ زدن.
کلمات همقافیه با «ثط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثط» برای سرودن شعر