معنی ثریا پاشا

معنی ثریا پاشا

5 بازدید
[ ثُ رَیْ یا ] (اِخ) یکی از وزرای دولت عثمانی پسر عثمان پاشای گمرک چی. مولد او بسال ۱۲۴۱ هـ . ق. در اسلامبول. او پس از اکمال تحصیلات در باب عالی عضو مضبطهٔ همایونی شد و بواسطهٔ حسن کفایت و استعداد ذاتی مأموریتهای گوناگون یافت از جمله ریاست کمیسیون روسیه که برای مادهٔ «کولیروز» بروسیه رفته بودند سپس بسمت منشی اول سفارت عثمانی بپاریس رفت و در ۱۲۷۵ هـ . ق. برتبهٔ بیگلربیگی روملی مأمور قدس شریف شد و در جلوس سلطان عبدالعزیزخان در ۱۲۸۰ هـ . ق. ولایت حلب به او مفوض گشت و سپس رتبهٔ وزارت یافت و ناحیهٔ زور را پس از طغیان و انقلابی که در آنجا پیدا شده بود مسخر و هم اعادهٔ امنیت کرد. در ۱۲۸۳ به ولایت آیدین منصوب گشت. یکسال بعد به اسلامبول آمد و در ۱۲۸۵ ولایت خداوندگار بدو دادند و کارهائی از این قبیل داشت تا در ۱۲۹۶ هـ . ق. به ماه شعبان بسیواس درگذشت. او مردی عالم و ادیب و محب علماء بود و در زبان ترکی عثمانی منشی و کاتبی زبردست بشمار می آمد و در زبان فرانسه نیز مهارتی بسزا داشت. (قاموس الاعلام).

کلمات هم‌قافیه با «ثریا پاشا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید