معنی ثرور
5 بازدید
[ ثُ ] (ع ص، اِ) جِ ثَرّة.[ ثَ ] (ع مص) ثرّ. ثرارت. ثرورت. ثرور ناقه؛ بسیارشیر شدن و فراخ سوراخ پستان شدن اشتر ماده و همچنین است ثرور عین، و ثرور طَعنه. || (ص، اِ) ناقه یا گوسفند بسیار شیر و فراخ سوراخ پستان.[ ثُ ] (اِخ) یکی از نواحی طائف است. (مراصد الاطلاع).
کلمات همقافیه با «ثرور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر