معنی ثروت
5 بازدید
[ ثَ رْ وَ ] (ع اِ) ثراء. دارائی. توانگری. کثرت مال. مال. مکنت. نعمت. دولت. هستی. ذروت : با کرم او الف که هیچ ندارد در سرش اکنون هوای ثروت شین است. انوری. اسلاف او در ایام آل سامان به ثروت تمام و حرمت موفور مشهور بودند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۳۵). این دعا می کرد دایم کای خدا ثروتی بی رنج روزی کن مرا.مولوی. || بسیاری مردم. بسیار عدد از مردم: انه لذو ثروة من مال و رجال. || شبی که ماه و پروین با هم جمع شوند. || مهتری. (غیاث اللغة). || ثروت یا علم ثروت، علم اقتصاد، علم تولید و تقسیم و مصرف ثروت، و در این مورد ثروت عبارت است از انواع دارائی آدمی از کالا و خواربار و ابزار و ماشین آلات و راه آهن و غیره.
کلمات همقافیه با «ثروت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وت» برای سرودن شعر