معنی ثرط
6 بازدید
[ ثَ / ثَ رَ ] (ع اِ) (ظ . معرب سریش) سریش. (از منتخب و صراح) (غیاث اللغة). سریش کفشگران. || سرگین. ج، ثروط.[ ثَ ] (ع مص) گولی. گول شدن. || عیب کردن. || ثَلط. سرگین انداختن. ریغ زدن. ریخ زدن. || سریش کردن.
کلمات همقافیه با «ثرط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رط» برای سرودن شعر