معنی ثخین
7 بازدید
[ ثَ ] (ع ص) سطبر و سخت. || محکم. || غلیظ. || حلیم. بارزانت. رزین. || مردی ثخین السلاح؛ مردی باسلاح و بعضی گفته اند یقال للاعزل الذی لاسلاح معه، اعزل ثخین، مرد بی سلاح. || ثوب ثخین النسج؛ جامهٔ سطبرباف. ج، ثخن.
کلمات همقافیه با «ثخین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر