معنی ثجیر
5 بازدید
[ ثَ ] (ع اِ) کنجاره. ثفل. || تکس خرما و انگور. هسته و استخوان انگور. (دهار). دانهٔ انگور. (مهذب الاسماء). || در تحفهٔ حکیم مؤمن آمده است: لای چیزهای افشرده است و قوتش متوسط است ما بین عصاره و جرم آن چیز و از مطلق ثجیر مراد لای آب انگور است و آن قابض و ضمادش با نمک جهت ورم حار و ورم صلب و ورم پستان و حقنهٔ او جهت قرحهٔ امعاء و اسهال مزمن و سیلان رطوبات رحم و آشامیدن برشته کردهٔ او با دانه های انگور که در او یافت شود جهت قرحهٔ امعاء و تقویت معده و اسهال بغایت نافع است.
کلمات همقافیه با «ثجیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر