معنی ثجرة
6 بازدید
[ ثُ رَ ] (ع اِ) میانهٔ سینه یا اعلای آن. || گرداگرد مغاک چنبر گردن. || بروت شتر. || پارهٔ پریشان از گیاه و جز آن. || میان وادی و فراخی آن. ج، ثُجر.
کلمات همقافیه با «ثجرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر