معنی ثج
7 بازدید
[ ثَ ج ج ] (ع مص) روان شدن آب. || روان کردن آب و خون قربانی و جز آن. آب ریختن. شریدن آب.
کلمات همقافیه با «ثج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثج» برای سرودن شعر