معنی ثتم
6 بازدید
[ ثَ ] (ع مص) انداختن زن بچهٔ شکم خود را. || تباه کردن. || ثتم زن خرز خویش را؛ تباه کردن او مهره های خود را: ثتمت المراةُ خرزها؛ یعنی فاسد کرد زن مهره های خود را.
کلمات همقافیه با «ثتم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تم» برای سرودن شعر