معنی ثبور
7 بازدید
[ ثُ ] (ع اِمص) هلاکی. عذاب. || زیان. خسران. || بازداشتن. || زیان کشیدن. || هلاک گردیدن. || هلاک گردانیدن. هلاک کردن کسی را. || رسیدن سختی و بدی. || واهلاکا گفتن. (غیاث). ویل! وای!: بانگ میزد واثبورا واثبور همچو جان کافران در قعر گور.مولوی. آن چنان کاندر زمستان مرد عور او همی لرزید و میگفت ای ثبور.مولوی. || مولوی در شعر ذیل ترکیب نان ثبور را بمعنی حق ناشناس آورده است : از برای آب جو خصمش شدند آب کور و نان ثبور ایشان بدند. || زفیر. زفره.
کلمات همقافیه با «ثبور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر