معنی ثاقبالحجر
5 بازدید
[ قِ بُلْ حَ جَ ] (ع اِ مرکب) بسپایه. کثیرالارجل. بسفایج. (مفردات ابن البیطار) (تذکرهٔ اولی الالباب). اضراس الکلب. تشمیر. سقی رغلا. چشمک. مشوطالغراب. و نیز رجوع به کثیرالارجل شود.
کلمات همقافیه با «ثاقبالحجر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جر» برای سرودن شعر