معنی ثادق
5 بازدید
[ دِ ] (اِخ) نام وادئی در دیار بنی عقیل و در آنجا آبهائی است. اصمعی گفته است که ثادق وادی بزرگ و پهناوری است که به رُمّه منتهی میشود. (مراصد). || نام اسب منقذبن ظریف.[ دِ ] (ع ص) سحاب ثادِق؛ ابر ریزان. || وادی ثادِق؛ وادی سائل. وادی سیلناک.
کلمات همقافیه با «ثادق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دق» برای سرودن شعر