معنی ثاج
6 بازدید
(اِخ) دهی است به بحرین. (مراصد الاطلاع).[ ثاج ج ] (ع ص) روان کننده. نعت فاعلی از ثجّ.[ جِنْ ] (ع ص) ثاجی. نعت فاعلی از ثجو. ج، ثاجون، ثاجین.
کلمات همقافیه با «ثاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر