معنی ثائر
7 بازدید
[ ءِ ] (ع ص، اِ) نعت فاعلی از ثور و ثوران. || کینه کشندهٔ دوست یا خویشاوند. کینه خواهی که آرام نگیرد تا قصاص نیابد. کینه کشنده. قصاص کننده. || خشم. غضب. یقال: ثار ثائره؛ أی هاج. || ثائرالرأس؛ ژولیده و پریشان موی.
کلمات همقافیه با «ثائر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئر» برای سرودن شعر