معنی ث
6 بازدید
(ع حرف) حرف چهارم است از حروف هجای عرب و حرف پنجم از هجای فارسی و صوت آن سین است آنگاه که زبان در میان دندانها درآرند. یا اصوت ثتای یونانی میان حرف ت و ج و نام آن ثاء است و چهاردهمین از حروف جُمَّل و آنرا به پانصد دارند و در حساب ترتیبی نمایندهٔ عدد پنج است و هم از حروف روادف و از حروف مصمته است و در کتب لغت رمز است از حدیث و در علم هیئت (بدون نقطه) رمز است از تثلیث. و این حرف در زبانهای اوستائی و پارسی باستان بوده است. {aابدالها:a} در فارسی: گاه به «هـ» تبدیل شود، مانند: سپیژه MMM سپهر. پرثوه MMM پهله (پهلوی، با تبدیل و قلب). مثره MMM مهر. و گاه به «س» بدل گردد، مانند: پوثره MMM پسر (پوهر پهلوی). ثاء لغات عربی در فارسی گاه بدل به «تاء» شود، چون: ثرید MMM ترید. و در زبان عربی: گاه بدل «تا» آید: شبث MMM شبت. حثیره MMM حتیره. بقث MMM بقت. و گاه بدل «ض» آید: تحاث MMM تحاض. اثر MMM اضر. و گاه بدل «غ» آید: ضیثم MMM ضیغم. و گاه بدل «ف» آید: ثوم MMM فوم. ثناءدار MMM قناءدار. و گاه بدل «ق» آید: مِثِم و مِثِمَّه MMM مقم و مقمه. و گاه بدل «م» آید: ثعو MMM معو. و گاه بدل «ن» آید: ثتن اللحم MMM نتن اللحم. و این حرف در فارسی دری نباشد لکن در کلمات کیومرث و طهمورث و ارثنک و ثغ، آمده است.
کلمات همقافیه با «ث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ث» برای سرودن شعر