معنی تیوس
5 بازدید
[ تُ ] (ع اِ) جِ تیس. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به تیس شود.(اِخ) پادشاه پافلاگونیه از معاصران و مخالفان اردشیر دوم بود که بدست داتام اسیر گردید و به دربار ایران تسلیم گردید. رجوع به تاریخ ایران باستان ج ۲ صص ۱۱۴۱-۱۱۴۲ شود.
کلمات همقافیه با «تیوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر