معنی تیهان
5 بازدید
[ تَ یَ ] (ع مص) گمراه گردیدن و رفتن به هر جای سرگردان. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). حیران شدن. (تاج المصادر بیهقی). تَیه. تِیه. (ناظم الاطباء). رجوع به همین کلمه شود.[ تَ ] (ع ص) گمراه و سرگردان. نعت است از تَیهَان و تَیه. (منتهی الارب). گمراه و سرگردان. (آنندراج).(ع اِ) شرابی محلل که بدان مداوا کنند. (از اقرب الموارد).[ تَ / تَ یْ یِ ] (ع ص) متکبر. (از اقرب الموارد) (از المنجد). لاف زننده و تکبرنماینده. (ناظم الاطباء).[ تَ یْ یِ ] (اِخ) نام پدر ابوالهیثم ملک صحابی انصاری است. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «تیهان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر