معنی تیمورقاآن
6 بازدید
[ تَ / تِ ] (اِخ) پسر جمکیم و نوهٔ قبلا قاآن که پس از درگذشت جدش به حکومت ختای رسید، و نامش را اولجای توقاآن گرداندند. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۷۰ شود.
کلمات همقافیه با «تیمورقاآن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آن» برای سرودن شعر