معنی تیمورتاش
7 بازدید
[ تَ / تِ ] (اِخ) از طوایف ترک کشور ایران که در اطراف نردین ساکن می باشند. رجوع به جغرافیای سیاسی کیهان ص ۱۰۵ شود.[ تَ / تِ ] (اِخ) از فرزندان امیرچوپان که در دوران سلطنت ابوسعید بهادر به حکومت ولایت روم رسید ولی در سال ۷۲۰ هـ . ق. عصیان کرد و بنام خود سکه زد آنگاه امیرچوپان به روم رفت و او را به خدمت ابوسعید آورد و مورد نوازش قرار گرفت و بار دیگر به حکومت روم رسید و چون از قتل پدر باخبر گردید در یکی از قلاع روم تحصن اختیار کرد و سپس به مصر رفت و به ملک ناصر پناه آورد و در سال ۷۲۸ هـ . ق. بدستور ملک ناصر مقتول گردید. رجوع به فرهنگ فارسی معین و حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۲۱۴ شود.[ تَ / تِ ] عبدالحسین خان، سردار معظم بجنوردی. از رجال سیاسی ایران و وزیر دربار رضاشاه بود، در اواخر عمر متهم و محبوس گردید و در یازدهم مهرماه ۱۳۱۲ هـ . ق. در حدود پنجاه سالگی در زندان درگذشت. (از وفیات معاصرین، به قلم قزوینی -مجلهٔ یادگار، سال ۳ شمارهٔ ۴). رجوع به فرهنگ فارسی معین شود.[ تَ / تِ ] (اِخ) دهی از دهستان کسبایر است که در بخش حومهٔ شهرستان بجنورد واقع است و ۳۲۱ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «تیمورتاش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر