معنی تیممگه
8 بازدید
[ تَ یَ مْ مُ گَ هْ ] (اِ مرکب) تیممگاه : ز آتشین آه بن دریا را چون تیممگه عطشان چه کنم.خاقانی. اگر بوی خشمش برد مغز دریا تیممگهی در بیابان نماید.خاقانی. رجوع به تیمم و مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «تیممگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر