معنی تیمة
3 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) تِئْمَة. گوسپندی که در حالت گرسنگی ذبح کنند آن را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || گوسپندان زائد از چهل عدد تا اینکه به نصاب دیگر رسند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || گوسپندان شیردار که در خانه دارند آن را، ضد سائمة. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || تمیمهٔ کودکان. (منتهی الارب). تمیمة و بازوبند کودکان. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تیمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر