معنی تیمارگین شدن
4 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) تیمارگن شدن. عنایت داشتن. اهتمام کردن. عنایت: تیمارگین شدن به کاری؛ اهتمام کردن در کار او. (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «تیمارگین شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر