معنی تیماء
7 بازدید
[ تَ ] (ع اِ) دشت و بیابان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). فلات. (اقرب الموارد). || ستاره های جوزا. || ارض تیماء؛ زمین بی آب و گیاه که مردم در آن راه گم کنند و هلاک شوند. یا زمین فراخ و وسیع. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).[ تَ ] (اِخ) موضعی بر هشت مرحله از مدینه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). نام موضعی است. (از اقرب الموارد). شهرکی در اطراف شام، میان شام و وادی القری و بر سر راه حاجیان شام و دمشق... (از معجم البلدان). شهرکی است میان شام و وادی القری که در سال هفتم هجرت پس از آنکه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم قلاع خیبر و وادی القری را تسخیر کرد مردم تیماء جزیه پذیرفتند. (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا). رجوع به دایرة المعارف فارسی شود. صحرای جنوبی قبیله ای از اسماعیلیان و از اولاد تیما بودند که در بلاد عرب سکونت داشتند. سفر پیدایش ۲۵:۱۵ و اول تواریخ ۱:۳۰ و در ایوب ۶:۱۹ تیما یا سبا ذکر شده است و در کتاب اشعیا ۲۱:۱۳ و ۱۴ و کتاب ارمیا ۲۵:۲۳ باددان مذکور است و فعلاً هم در میانهٔ دمشق و مکه قریه ایست که آن را تیماء گویند و بعضی گمان می برند الیفاز سفر پیدایش ۳۶:۱۱. (قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «تیماء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر