معنی تیل
7 بازدید
(اِ) به معنی نقطه و خال را نیز گویند. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا) (از ناظم الاطباء). از برساخته های فرقهٔ آذرکیوان است. رجوع به فرهنگ دساتیر شود.[ تَ ] (ع اِ) تار فلزی. مفتولی از طلا یا آهن یا نقره. تار برنجی در آلات موسیقی. (از دزی ج ۱ ص ۱۵۶).(اِخ) دهی از دهستان شرفخانه است که در بخش شبستر شهرستان تبریز واقع است و ۲۶۸۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).(اِخ) دهی از دهستان شاهرود است که در بخش شاهرود شهرستان هروآباد واقع است و ۵۶۴ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «تیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر