معنی تیفاق
7 بازدید
(ع اِ) هنگام حدوث یا هنگام برآمدن. (از اقرب الموارد): اتیتک لتیفاق الامر؛ آمدم ترا وقت سازواری کار. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب): و لقیته لتیفاق الهلال؛ ملاقات کردم او را هنگام برآمدن ماه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تیفاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر