معنی تیغزبانی کردن
4 بازدید
[ زَ کَ دَ ] (مص مرکب) به فصاحت سخن گفتن. بی پرده و اغماض بیان مطلبی کردن. داد سخن دادن : سر طلبی تیغ زبانی مکن روزنه ای رازفشانی مکن.نظامی.
کلمات همقافیه با «تیغزبانی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر