معنی تیغباران
4 بازدید
(اِ مرکب) بارانی از شمشیر و تیغ. جنگی سخت با شمشیر: سر از تیغ باران چو برگ درخت یکی ریخت رخت و یکی یافت تخت. فردوسی. رجوع به تیغ و ترکیبهای آن و مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «تیغباران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر