معنی تیشه زدن
8 بازدید
[ شَ / شِ زَ دَ ] (مص مرکب) با افزار آهنی کار کردن. افزار مخصوص سنگ تراشان را بر سنگ یا خاک زدن. افزار مخصوص کندن سنگ و خاک و جز آن را: تو خوش می زیستی با دلبران شاد قلم شاپور می زد تیشه فرهاد.نظامی. زدم تیشه یک روز بر تل خاک بگوش آمدم ناله ای دردناک.سعدی. رجوع به تیشه شود.
کلمات همقافیه با «تیشه زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر