معنی تیزی دادن
6 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) برندگی و تندی دادن. لبه یا نوک چیزی را: سوهان فلک تا گل عدل تو شکفته ست تیزی نتواند که دهد خار ستم را. انوری (از آنندراج). || روانی دادن سخن و جز آن را: در معرکهٔ نظم به اوصاف رخ دوست تیزی ز سخن میدهم آن تیغ زبان را. علی خراسانی (ایضاً). رجوع به تیز شود.
کلمات همقافیه با «تیزی دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر