معنی تیزگر
4 بازدید
[ گَ ] (ص مرکب) چاقو تیزکن. شحاذ. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). تیزکنندهٔ شمشیر و کارد و نیزه و جز اینها. رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تیزگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر