معنی تیزگام

معنی تیزگام

4 بازدید
(ص مرکب) تیزقدم و تیزتک. (آنندراج). تندرو و اسب راهوار. (ناظم الاطباء). سریع : هم آهو فغند است و هم تیزتگ هم آهسته خوی است و هم تیزگام. فرالاوی (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). شهنشاه برداشت زین و لگام به نزدیک آن اسب شد تیزگام.فردوسی. رام زین و خوش عنان و کش خرام و تیزگام شخ نورد و راه جوی و سیل بر و کوه کن. منوچهری. پس صید خسته شده تیزگام چه تازی همی خیره در دست دام.اسدی. هزار اسب که پیکر تیزگام به برگستوان و به زرین ستام.اسدی. شکیب آوری ره بر و تیزگام ستوری کشی کمخور و پرخرام.اسدی. تقدیر به عزم تیزگامت ماند روزی به عطا دادن عامت ماند.ازرقی. مبادا که خورشید نصرت برآید جز از سایهٔ زردهٔ تیزگامت.انوری. اگر شبدیز با ماه تمام است به همراهیش گلگون تیزگام است.نظامی. تکاور سمندان ختلی خرام همه تازه پیکر همه تیزگام.نظامی. به رفتن مرکبم بس تیزگام است ندانم جای آرامم کدام است.نظامی. رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.

کلمات هم‌قافیه با «تیزگام»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ام» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید