معنی تیزک
6 بازدید
[ زَ ] (اِ) تره تیزک را گویند و آن سبزیی باشد که خورند، مشهور به تره تیزک و به عربی جرجیر خوانند. (برهان) (آنندراج). گیاهی که جرجیر و تره تیزک نامند. || صلی الله علیه و آله و سلم مصغر تیز؛ یعنی اندکی تیز. (ناظم الاطباء).[ زَ ] (اِ) آواز گستاخانه ای که از دهن خارج شود. (ناظم الاطباء).[ زَ ] (اِخ) دهی از بخش ابرقو است که در شهرستان یزد واقع است و ۱۵۸ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «تیزک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زک» برای سرودن شعر