معنی تیزویر
10 بازدید
(ص مرکب) به معنی تیزهوش است. چه ویر به معنی هوش هم آمده است. (برهان). به معنی تیزهوش است و ویر به معنی دانش و عقل است... (انجمن آرا) (آنندراج). تندهوش و تیزهوش. (ناظم الاطباء). تیزهوش و هوشیار. (فرهنگ فارسی معین). تیزفهم. سریع الانتقال. صاحب فراست. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): گزیدند پس موبد تیزویر سخنگوی و بینادل و یادگیر.فردوسی. بفرمود تا پیش او شد دبیر همان راهبر موبد تیزویر.فردوسی. چو بشنید بگزید شاه اردشیر جوانی گرانمایهٔ تیزویر.فردوسی. یکی تیزویریست بسیاردان کزو نیست احوال گیتی نهان. لبیبی (گنج بازیافته ص ۳۰). مثالی از امثال قرآن ترا نمودم بر آن بنگر ای تیزویر.ناصرخسرو. زین بدکنش حذر کن و زین پس دروغ او منیوش اگر بهوش و بصیری و تیزویر. ناصرخسرو. || بسیار تیز و خداوند تیزی را نیز گویند. (برهان). بسیار تیز و برنده. (ناظم الاطباء). رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تیزویر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر