معنی تیزنگر
6 بازدید
[ نِ گَ ] (نف مرکب) شاهی البصر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). تیزنظر. خیره نگر: (مریخ دلالت کند بر)... تیزنگر گربه چشم. (التفهیم بیرونی). گیسوی چنگ و رگ بازوی بربط ببرید گریه از چشم نی تیزنگر بگشائید.خاقانی.
کلمات همقافیه با «تیزنگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر