معنی تیزنا
7 بازدید
(اِ مرکب) محل تیزی تیغ و شمشیر و امثال آن باشد. (برهان) (ناظم الاطباء). جای تندی شمشیر و امثال آن چه «نا» به معنی محل است مانند تنگنا و درازنا و فراخنا و پهنا... (انجمن آرا) (آنندراج). تیزنای. حد. لبه. دم. لب. تیزه. طرف برندهٔ چیزی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): و حد شمشیر، تیزنای او بود. (تفسیر ابوالفتوح رازی از یادداشت ایضاً): الغراب؛ تیزنای تبر. (السامی فی الاسامی از یادداشت ایضاً): ز وصف تیغ توزان قاصرم که اندیشه بریده گشت چو بر تیزناش کرد گذر. جمال الدین اصفهانی. || زانوی پای اسب. (ناظم الاطباء). || نوک. تیزنای چیزی یا عضوی، آن سوی که تیز بود. (از یادداشتهای مرحوم دهخدا): القرنه؛ تیزنای پیکان. (السامی فی الاسامی، یادداشت ایضاً): حرف الجبل؛ تیزی نای سر کوه. (ایضاً). رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تیزنا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نا» برای سرودن شعر