معنی تیزدو
5 بازدید
[ دَ / دُو ] (نف مرکب) تیزتگ. تندرو: اضریج؛ اسب نیکورو و تیزدو. (منتهی الارب). هایل هیونی تیزدو، اندک خور و بسیاررو از آهوان برده گرو در پویه و در تاختن. معزی (از سندبادنامه).
کلمات همقافیه با «تیزدو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دو» برای سرودن شعر