معنی تیزدان
3 بازدید
(اِ مرکب) مقعد. (غیاث اللغات) (آنندراج). نشستنگاه و کون و سرین. (ناظم الاطباء): سخن تیز و دهان چون تیزدان است سخن قارورهٔ شاش بیان است. فوقی یزدی (از آنندراج). رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تیزدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر