معنی تیزبال
5 بازدید
(ص مرکب) معروف که به معنی تیزپر باشد. (آنندراج). سریع الطیران و تندپر. (ناظم الاطباء). تیزپر. تیزپرواز: چو دوران درآمد شدن تیزبال شدن چون جنوب، آمدن چون شمال. نظامی.
کلمات همقافیه با «تیزبال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر