معنی تیزباد
6 بازدید
(اِ مرکب) بادی سخت و تند. بادی طوفان زا: که گر گیو و گودرز و آن دیوزاد شوند ابر غرنده یا تیزباد.فردوسی. چنان بد که روزی یکی تیزباد برآمد غمی گشت ازو رشنواد.فردوسی. رجوع به تیز و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تیزباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر