معنی تیر گردون
5 بازدید
[ رِ گَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از آفتاب است. (برهان). خورشید. (ناظم الاطباء). || کنایه از آفت و حوادث آسمانی نیز باشد. (برهان) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج). || بعضی گویند عطارد است. (برهان). عطارد. (ناظم الاطباء). ستارهٔ تیر. دبیرفلک : تیر گردون همه انواع فضائل دارد لیک در ملک طرب کامروا ناهید است. ابن یمین. رجوع به تیر (عطارد) شود.
کلمات همقافیه با «تیر گردون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر