معنی تیر پرتابی
6 بازدید
[ رِ پَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) منسوب به تیر پرتاب : به بال و پر مرو از ره که تیر پرتابی هوا گرفت زمانی ولی به خاک نشست. حافظ (از آنندراج). کبوتر فلک از بیم تیر پرتابی چو سایه آمد و بر خاک رهگذر افتاد. طالب آملی (ایضاً). رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «تیر پرتابی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر