معنی تیر فلک
5 بازدید
[ رِ فَ لَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) تیر چرخ و کوکب عطارد. (ناظم الاطباء). تیر گردون : از نعش هدی تختش وز تیر فلک میل وز قوس قزح زیجش وز ماه سطرلاب. خاقانی. رجوع به تیر (عطارد) و تیر گردون شود.
کلمات همقافیه با «تیر فلک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر