معنی تیر سحر
7 بازدید
[ رِ سَ حَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از روشنی صبح کاذب است. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || آه سحری را گویند که از روی سوز و درد باشد. (برهان). آه سحر. (آنندراج) (ناظم الاطباء): کاغذین جامه هدف وار علی اللََّه زنیم تا به تیر سحری دست قدر بربندیم. خاقانی. || دعای بد را نیز گفته اند. (برهان). دعای بد. (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تیر سحر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حر» برای سرودن شعر