معنی تیریه
6 بازدید
[ یَ ] (اِ) بَستو. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۵۰۰). این کلمه شبیه است به کلمهٔ تیره که امروز در قزوین و پاره ای جاهای دیگر به دیگ سفالین گویند. (یادداشت بخطمرحوم دهخدا): کرد از بهر ماست تیریه خواست زآنکه درویش بود عاریه خواست. شهید (لغت فرس اسدی ایضاً).
کلمات همقافیه با «تیریه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر