معنی تیری
9 بازدید
(ص نسبی، اِ) شکل تیر. شکل عمودی. شکل بئری. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): اگر دو راست باشد و سوم بزرگتر [یعنی از سه عدد که در هم ضرب شود] آنچه گرد آید او را تیری خوانند زیرا که مانندهٔ تیر بود که به بام خانه بکار برند. (التفهیم بیرونی).(اِخ) از پادشاهان اشکانی است که ۲۱ سال سلطنت کرد. او پسر جوذرز بود. رجوع به ایران باستان ج ۳ ص ۲۵۷۱ شود.[ تی یِ ] (اِخ) نام چند فرمانروا در نواحی فعلی کشور فرانسه است: تیری اول، پسر کلوویس که در حدود ۴۸۶م. متولد شد و در سالهای ۵۱۱-۵۳۴ م. فرمانروای استرازی بود. تیری دوم، پسر شیلدبرت دوم که در سال ۵۸۷ م. متولد شد و از سالهای ۵۹۵ تا ۶۱۳ م. فرمانروای بورگونی و اورلئان بود و در سالهای ۶۱۱ و ۶۱۳ م. فرمانروائی استرازی را نیز در دست داشت. تیری سوم، پسر کلوویس دوم و فرمانروای نوستری و بورگونی بود و در سال ۶۷۳ م. بدست شیلدریک دوم از سلطنت برکنار گردید ولی در سال ۶۷۳ م. مجدداً به فرمانروائی رسید. تیری چهارم، پسر داگوبرت سوم است که در سال ۷۲۱ م. به فرمانروائی نوستری رسید. (از لاروس).[ تی یِ ] (اِخ) تاریخ دان فرانسوی است که در سال ۱۷۹۵ م. در بلوا متولد شد و در سال ۱۸۵۶ م. درگذشت وی در شرح حوادث تاریخی استاد بود. او ابتدا حوادث و مسائل و مدارک تاریخی را مورد انتقاد روشن فکرانهٔ خود قرار میداد و پس از یک بررسی دقیق علمی به شرح حوادث می پرداخت و آثارش شهرت بسزائی یافت. (از لاروس).
کلمات همقافیه با «تیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر