معنی تیرکش
6 بازدید
[ کَ ] (اِ مرکب) تیردان را گویند و ترکش مخفف آن است. (برهان) (از غیاث اللغات) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). از تیر (سهم) +کش MMM تیرکش و در ایتالیائی «تورکاسو» . (حاشیهٔ برهان چ معین): ز صیدگاهی صیدی نکرده ام چه کنم دمی که تیرکشم پر بود کمان خالی. مسیح کاشی (از آنندراج). || به معنی سوراخی که در دیوار قلعه و قصر ملوک برای انداختن تیر و بندوق به جانب دشمن، می سازند. (غیاث اللغات) (آنندراج). سوراخی در دیوار قلعه برای انداختن تیر و گلوله به جانب دشمن. (ناظم الاطباء): قصر ترا برج کمان تیرکش شیشهٔ آن نه فلک شیشه وش. میرخسرو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تیرکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر