معنی تیرهچشم
4 بازدید
[ رَ / رِ چَ / چِ ] (ص مرکب) کور. نابینا. (از فهرست ولف): ز لشکر دو بهره شده تیره چشم سر نامداران ازو پر ز خشم. (شاهنامهٔ فردوسی چ بروخیم ج ۲ ص ۳۲۹). اشعار پند و مدح بسی گفته است آن تیره چشم شاعر روشن بین. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «تیرهچشم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شم» برای سرودن شعر